نمایش پستها با برچسب غزلهای بی تاریخ. نمایش همه پستها
نمایش پستها با برچسب غزلهای بی تاریخ. نمایش همه پستها
یکشنبه، آذر ۲۰، ۱۳۹۰
دوشنبه، شهریور ۲۸، ۱۳۹۰
غزلهای بی تاریخ.34.35. اسماعیل وفا یغمایی
34
اسماعیل وفا یغمایی
تمام زندگی ام تلخ است
***********
تمام زندگی ام تلخ است
[تمام زندگی ام را مینگرم]
تمام زندگی ام تلخ است ای شیرین
جز آن لحظه ها که تو بر آنها گذشته ای
و بر آن میگذری،
تمام زندگی ام شیرین است ای تلخ
جز آن لحظه ها که تو در آنها غایبی
تمام زندگی ام را می نگرم [ امشب]
چون جامی از شوکران
و ترا که در آن از لبخند خود فرو میچکی
چون قطره ای از عسل
----------------------------
غزلهای بی تاریخ
35
اسماعیل وفا یغمایی
----------------------------
شاخه ی نازک گلی ای گل
که چون چشم فرو میبندم تا ببوسمت
دشتی از گل میشوی
***
مترس از من ای هراسیده
نرگاوی نیستم من در ارزوی چرای تو
چرای این همه شمیم و رنگ و طراوت
چرای این همه مهربانی ولبخند و گرما
خسته ترین و غمناک ترین پرنده آواره جهانم من
آرمیده در کنارت و سایه سارمژگانت و گیسوانت
تا آوازی بخوانم و محو شوم
در آفتاب و باد و زمان...
اشتراک در:
پستها (Atom)