چه ساده میگیریم کار شعر راچون ابزاری برای برکشیدن خویش و غرور و راه یافتن به کوره راهی، و چه دشوار است به قلمرو حقیقی شعر رسید، انجا که راستی و زیبائی و حقیقت و عشق و ترحم به شاعران خسته و غبار آلود و مجروح خوشامد میگویند
‏نمایش پست‌ها با برچسب سفر تلخ بی بازگشت کعبه. اسماعیل وفا یغمائی. نمایش همه پست‌ها
‏نمایش پست‌ها با برچسب سفر تلخ بی بازگشت کعبه. اسماعیل وفا یغمائی. نمایش همه پست‌ها

پنجشنبه، دی ۱۸، ۱۳۹۳

سفر تلخ بی بازگشت کعبه. اسماعیل وفا یغمائی




 سفر تلخ بی بازگشت کعبه
اسماعیل وفا یغمائی

مردمان معصومانند ای عیار!ا
با «خدا»یشان و «رسول»شان و«قبله» و «قرآن»شان ا
وآنچه می پندارند و گفتار و کردارشان
من اما نه مردمم و نه معصوم!ا
من اما شاعرم وگناهکار
همخانه مطرودان وگناهکاران

وهمپیاله ی شیطان
همسایه ی تنفروشان سوخته جان و گرسنگان وشکستگان
زنده در شورش و شناخت و شعله و شعور
و باز آمده از اعماق خون وخار و خنجر
از آنجا که خون خلق 

بر ساطورها وصلیبها و مکاتیب آسمانی فرو ریخت
و فرو میریزد




 

باز آمده از آنجا
از آنجا که برادرم را صاعقه ی سبز
در برابر گور هشتمین قدیس بنام خدا گردن زد
و معشوقم را  

مادینه - پتیاره - تند بادی گند و گول 
بنام خدا و انقلاب ربود
و مادرم را شنزارهای زمان فرو کشید
و این چنین در سفر کعبه با جماعت حجاج
با «بن لادن» و «خمینی» و«بوبکر بغدادی»همسفر شدم
ودر طول سفر چنانکه باید و شاید
هرچهار
یک «دین» را برگزیدیم

هرچهار
 سر بر یک «قبله» نهادیم
هر چهار
یک «الله» را ستودیم
هرچهار
یک «کتاب» را تلاوت کردیم
و هر چهار
یک «رسول» را متابعت کردیم
و تراشیده سر و کفن پوش
در توفان چرخان خلق و گردباد عظیم مومنان و مسلمانان
پیرامون «کعبه» و «سنگ تاریک مقدس»ا
به چرخش در آمدیم

 

در سفر بازگشت
اشکریزان و بی ایمان
به جستجوی آسمان و ایمانی دیگر
از راه به بیراهه شدم
گمشده در توفانها و شنزارها و بیابانها
وزخمی لعنت و نفرین قدیسان و قدیسه گان
و مردمانی که دوستشان می داشتم
و چون خدائی تازه نیافتم
درختی کهن ، بر فراز صخره ای غبار آلود جستجو کردم
و خود را به دار آویختم ای عیار
تا مباد آنکه مردمان را بر دار کشم
که دریغا دیریست به تجربتی تلخ باور دارم
که پندار جامه گفتار خواهد پوشید
و گفتار به کردار بدل خواهد شد
و زودا زودا که مسیح را
در دادگاهی که یهودا در آن قاضی القضاه منتخب مطیع است
بفرمان تو وبنام خدا وترنم قاریان و مکبران
برصلیب خواهند کشید


مردمان معصومانند
با «خدا»یشان و «رسول»شان و«قبله» و «قرآنشان»ا
وآنچه می پندارند و گفتار و کردارشان
من اما ای عیار
نه مردمم و نه معصومم!ا
من اما شاعرم وگناهکار...ا

______________________________
بیست و هشت فوریه دو هزار و هشت میلادی

تصحیح و تغیرات هشت ژانویه 2015 میلادی