چه ساده میگیریم کار شعر راچون ابزاری برای برکشیدن خویش و غرور و راه یافتن به کوره راهی، و چه دشوار است به قلمرو حقیقی شعر رسید، انجا که راستی و زیبائی و حقیقت و عشق و ترحم به شاعران خسته و غبار آلود و مجروح خوشامد میگویند

دوشنبه، مرداد ۰۷، ۱۳۹۲

شاعر رسمی شعرهایش را میخواند.خطابه شاعر غیر رسمی.اسماعیل وفا یغمائی

شاعر رسمي شعرهايش را مي خواند
مجموعه منتشر شده جادوگر عاشق.1381خورشیدی 

 تريبون آماده است
ميكرفن ها
ساطور
پرده هاي ضخيم و رنگين
و دستمال ها.

تريبون آماده است‌
تا از گلوي تو صداي ديگري برخيزد،
و ساطور،تا زندگي يكدست را
به اندازه هاي سفارش داده شده تكه تكه كني
و پرده هاي آلوده به عطر وگـُه
تا بقاياي حقيقت را پنهان كني
و دستمال‌ها
تا خون زمردين شعر را از تريبون پاك كني.

تريبون آماده است
ميكرفن ها،ساطور
پرده‌ها،ودستمالها،
شاعر رسمي شعرهايش را مي خواند .


خطابه‌ي شاعر غير رسمي
مجموعه منتشر شده جادوگر عاشق.1381خورشیدی

براي اينكه شعر حقيقت است
حقيقت چون دردي كه بر كتف من پتك مي كوبد
و دست وقلم و كلماتم را دردناك مي كند.

براي اينكه شعر گرانبهاست
گرانبها چون زندگي بر باد رفته‌ي مردم
و خون شهيدان.

براي اين كه شعر زيباست
زيبا چون پستانهاي گرم و شيرين معشوق من.

براي اين كه شعر واقعي است
واقعي چون دستان كار كه جهان ويران را مي سا‌زد.

براي اينكه شعر عظيم است
عظيم چون امواج اقيانوس مرموز
و خداي مواج.

براي اينكه شعر ياوه نيست
ياوه چون خطابه هاي دروغ فرمانروايان.

براي آن كه شعر فريب نيست
فريب ديوارهاي زهرآگين تقدس
كه در پس آن ابليس با مغز آدميان جماع مي كند.
براي آن كه شعربي‌رحم نيست
زيرا از خاك و خدا و زندگي برآمده است.

براي آن كه شعر ترسو نيست
زيرا فرزند عصيانهاست.

براي آن كه شعرنمي تواند كراوت زده و با نقاب ظاهر شود
زيراخورشيد شعله ور و عريان
شمشيربي نيام
و پيكرهاي داغ و رقصان با آهنگ طبلهاي وحشيان است
براي آن كه شعر اين چنين است
و بايد اين چنين باشد
از اين پس
پيش از آن كه شنوندگان حقيقي خود را داشته باشم
با لباس تمام رسمي شاعران [كه عرياني ست]
براي شما دو ماهي كوچك درون تنگ آب
براي شما هواهاي پيرامونم
براي شما قطرات باراني كه مي باريد
براي شما درختان خاموش دو سوي راه
براي شما قورباغه هاي قور قور كن
براي شما پله هاي فرسوده‌ي قديمي
براي شما مردگان متواضع گورستانها
براي شما رعدهاي غلتان در كوچه هاي ابرهاي سياه
براي تو صاعقه‌ي به جان آمده از بيكاري
براي شما مستان و ولگردان‌وروسپيان
براي شما زندانيان و زنجيريان آزاد
براي شما كه تمام حقوق شعر را به رسميت مي شناسيد
براي شما
شاد و ديوانه
شعرهايم را ميخوانم
و به تمام تريبونهاي رسمي تف ميكنم.

هیچ نظری موجود نیست: